
رسم است هرکه داغ جوان دید دوستان رأفت برند حالت آن داغ دیده را یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند تا تقویت شود دل محنت کشیده را یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند تا برکنندش از دل، خار خلیده را جمعی دگر برای تسلای او دهند شرح سیاه کاری چرخ خمیده را القصه هر کسی به طریقی ز روی مهر تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را آیا که داد تسلیت خاطر حسین؟ چون دید نعش اکبر در خون تپیده را آیا که غمگساری و اَنده بری نمود لیلای داغ دیده محنت کشیده را بعد از پسر دل پدر آماج تیر شد آتش زدند لانه مرغ پریده ر...
ادامه مطلب
عشقبازي كار هر شيّاد نيست/ اين شكارِ دام هر صيّاد نيست عشق از معشوقه اوّل سر زند/تا به عاشق جلوۀ ديگر كند تا به حدّي بگذرد هستي ازو / سر زند صد شورش و مستي ازو طالب اين مُدّعَي خواهي اگر / بر حسين و كربلايش كن نظر روز عاشورا شه دنياي عشق / كرد رو به جانب سلطان عشق بارالها اين سرم اين پيكرم/ اين علمدار رشيد اين أكبرم اين سُكينه اين رقيّه اين رباب / اين تنِ عريان ميان آفتاب اين من و اين ذكر يا رب يا ربم/ اين من و اين نالههاي زينبم پس خطاب آمد زحقّ كايشاهعشق...
ادامه مطلب
کفش کودکی را دریا برد کودک روی ماسه ها نوشت.....
ادامه مطلب